خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ ژانویه 2010

زلزله ی مرگبار

دیروز همه ی رزیدنت های بیمارستان ما رو پیج کردند که هر کس می خواد بره هاییتی ثبت نام کنه… چون در حال حاضر در آی سی یو هستم به من اجازه ندادند که برم … و گر نه من هم دوشنبه هاییتی بودم… احساس بدی دارم که می تونم کمکی باشم اما بهم اجازه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

پاکان آخرالزمان!

منتظر مانده بودم تا ماشین کمی گرم شود آنوقت راه بیافتم. سرم پایین بود و به هفته ی سخت گذشته فکر می کردم. از خودم، از دنیا، از همه چیز خسته بودم. از بی خوابی درمانده بودم. از شرایط زندگی سخت و سنگین خود شاکی بودم. سر آن نداشتم که با هیچ بنی بشری به [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.