امروز فرصتی شد که با همراه و غزل به عکس های گذشته نگاهی بیاندازیم. دیدم از هر سفری که با هم رفته بودیم هم خاطره تصویری داشتیم و هم من در وب لاگم چیزی نوشته بودم. حیفم آمد که این روزها و لحظه های بزرگ شدن فرید را نتوانستم بر روی صفحه کاغذ و وب [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘سالگرد’
آبان و هفت سالگی!
ارسالشده در نیایش, به ياد, خاطره, دلتنگی, سالگرد, شاعرانه در نوامبر 15, 2009 | 4 دیدگاه »
بهاری دیگر، زایشی دیگر
ارسالشده در هفت سین, بهار, دلتنگی, سالگرد, شاعرانه در مارس 11, 2008 | 12 دیدگاه »
عدس ها را در کاسه می ریزم . رویشان آب می ریزم و می گذارم که آن گوشه مجاور گرماده اتاق خیس بخورند تا آماده شوند برای سفره ی عید. به مبارکی و میمنت قدوم بهار… به غزل می گویم که کم کم وقتش است که تخم مرغ های عید را رنگ کند. سالهاست که [...]
خوش آمدید!
ارسالشده در نیایش, سالگرد در نوامبر 9, 2007 | 11 دیدگاه »
حدود پنج سالی می شود که وبلاگ می نویسم. به یاد روزهای شاد و غمگین. نوشتن درین وب لاگ جزئی از زندگی من شده است. یک بخش فراموش نشدنی و ماندگار. هر وقت اتفاق خوش آیندی می افتد می خواهم که بیایم و اینجا بنویسم. روزهای سرد و غمگین را هم سعی می کنم از [...]