فقط کافی بود چشمهایت را ببندی و بعد از چند لحظه باز کنی. فراموش کنی کجا هستی و بعد وقتی چشمهایت را باز کردی به منظره روبرو نگاه کنی. باورت نمی شد که فرسنگ ها در دل اقیانوس جلو رفته ای. هر طرف که نگاه می کردی آبی بود و بی انتها. هر سو که [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘سفر’
سرزمین آفتاب
ارسالشده در آمريكا, خاطره, دریا, سفر, غزل در مارس 28, 2008 | 7 دیدگاه »
سفری کوتاه به نیویورک
ارسالشده در نیویورک, خانوادگی, سفر در اوت 29, 2007 | 5 دیدگاه »
این هفته تعطیل بودیم. هم من و هم همراه. تصمیم گرفتیم غزل رو ببریم نیویورک. دو سال پیش که رفته بودیم نیویورک خیلی دلمون سوخت چرا غزل رو نبردیم. اما اینبار تصمیم گرفتیم چند روزی برای تعطیلات بریم نیویورک و البته غزل رو هم این بار ببریم. از واشنگتن تا نیویورک پنج ساعت با ماشین [...]