چند نفر از خوانندگان اتفاقی پرسیده بودند چرا دور از همراه زندگی میکنم… یادم افتاد هنوز همه نوشتههای پرشین بلاگ رو اینجا منتقل نکردم… این هم یکی از هزار کاری که باید بکنم و نکردم. هر شب وقتی خسته از کار برمیگردم مثل ماه به صورتم میخنده. وقتی خنده اش رو میبینم همه درد [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘مهر’
رویش
ارسالشده در فرید, فرزند, مهر در فوریه 6, 2009 | 8 دیدگاه »
از روزگار سخت…
ارسالشده در فرید, فرزند, مهر, هجران, دلتنگی, غزل در ژانویه 4, 2009 | 14 دیدگاه »
از کشیک برگشته ام. خسته و بی رمغ روی تخت افتاده ام… صدای ظریف غزل که از اتاق دیگر می آید بیدارم می کند. آهسته برای فرید «جوجه جوجه طلایی» را می خواند. لبخندی محو در میان خواب و بیداری بر لبم می نشیند. با چشمان خمارم به ساعت روبرویم نگاه می کنم. ساعت چهار [...]
یاد آن روز صفا بخشان!
ارسالشده در مهر, نیایش, به ياد, بهار, خاطره, عاشقانه, غزل در نوامبر 23, 2008 | 15 دیدگاه »
«بهار بود و اردی بهشت و شالی زار های شمال! سال دوم دبیرستان بودم. رژیم صدام بی وقفه شهرهای ایران رو بمباران می کرد و مدرسه از عید تعطیل شده بود. ما هم مثل صدها هزاران نفری که تهران رو ترک کرده بودند شمال رفته بودیم به امید اینکه شرایط بحرانی جنگ برطرف بشه و [...]
و آن چرخش حساس…
ارسالشده در فرزند, مهر, خانوادگی, عاشقانه, غزل در نوامبر 15, 2008 | 11 دیدگاه »
چند هفته ی پیش بود… اومد کنارم نشست و به صفحه لپ تاپ که جلوم باز بود خیره شد… هر وقت می خواد درباره ی چیز مهمی با من صحبت کنه می یاد و ساکت کنارم می شینه… دستش رو می اندازه دور گردنم و می ذاره که سکوت بین من و او هم نوایی [...]
انتظار…
ارسالشده در فرزند, مهر, حاملگی در اوت 30, 2008 | 9 دیدگاه »
مثل همه بچهها سر به زیر نبودی. سرت بالا بود. درست اون بالا گوش راست. امانم رو بریدی این روزها. با هر نفسی که فرو میدم درد میکشم. همون جایی که سرت رو گذاشتی درد میگیره. این یادداشت کوتاه رو نوشتم که وقتی بزرگ شدی و اینجا رو خوندی بدونی که چقدر رنجم دادی…. با همه این [...]
آبی بر صورت خشک زندگی
ارسالشده در مهر, نیایش, آشنایان, به ياد, دلتنگی, دوستان در فوریه 29, 2008 | 6 دیدگاه »
خیلی وقت می شود که وب لاگ ننوشته ام. این را از ای میل های عزیزی که این روزها دریافت می کنم حس می کنم. نامه های پر مهری که از حالم می پرسند یا نگرانم هستند یا می خواهند بدانند چرا دیر به دیر می نویسم. همین دیروز بود که فکر می کردم چقدر [...]
An Angel in Queens
ارسالشده در مهر, انسانیت, تصویر در نوامبر 26, 2007 | 2 دیدگاه »
…Just look at this video. Some times I think there exists no human like him any more An Angel in Queens Photo by: Oscar Hidalgo Video from: NYTimes